تبلیغات
روستای جزینان - قله ی سات

نام برنامه : قله سات

ارتفاع : 4020 متر

تاریخ اجرای برنامه : 16 و 17 دی 89

مقدمه

منطقه طالقان ، یکی از مناطق مهم طبیعی و نزدیک به تهران است. این منطقه در شمال غربی تهران واقع شده و از جهت شمال شرقی به  مازندران و از جهت شمال غرب و غرب به منطقه دیلمان و گیلان و از جهت جنوب غرب به قزوین محدود است . مساحت طالقان چیزی درحدود 1300 کیلومتر مربع میباشد و از 85 پارچه آبادی تشکیل شده و اکثر روستاها در امتداد رودخانه شاهرود استقرار یافته است.  جهت رسیدن به طالقان از طریق یک خروجی در کیلومتر 90 اتوبان تهران قزوین وارد یک جاده فرعی شده و بعد از 42 کیلومتر در جهت شمال و گذر از یک گردنه به ارتفاع حدود 2800 متر به مرکز طالقان که به نام شهرک میباشد میرسیم . شهرک در کنار رودخانه پرآبی به نام شاهرود بنا شده است و حدود 1800 متر از سطح دریا ارتفاع دارد ، از شهرک بعد از 4 کیلومتر به روستای گزینان به ارتفاع حدود 2100 متر میرسیم.طالقان دارای 38 قله ی بالای چهار هزار متر است که معروفترین آنها شاه البرز به ارتفاع 4250 متر ، سات 4020 متر، کلوان 4080 متر ، میش چال 4070 متر ، گردون کوه 4338 مترمیباشد. قله سات در شرق شاه البرز قرار دارد و از روستای گزینان و گردنه تنورکان قابل صعود است . البته مسیر امن زمستانه برای صعود به قله روستای بزج میباشد که از طریق این روستا میتوان خود را به بالای یالی برسانیم که امتداد آن در نهایت ما را به گردنه چشمه محمود میرساند . در شرق سات ، رمضان دره، قله ی کلوان و سپس میش چال ، گردنه هزارچم و قله گردون کوه قرار دارند .

  پوشش گیاهی و جانوری :

پوشش گیاهی این منطقه شامل درختان بید و تبریزی و همچنین درختان میوه درباغهای روستا میباشد.  از جانورانی که در این منطقه زیست می کنند می توان به خرگوش، کفتار، گراز، شغال، گرگ، خرس و پرندگانی نظیر عقاب، قوش و کبک اشاره کرد .

 

گزارش برنامه

در ابتدای هفته هوا بسیار خوب و آفتابی بود ، سایت هواشناسیِ کوهستان ، هوا را در روز چهار شنبه و پنجشنبه نیمه ابری و بارش برف در ارتفاع 4000 متری را حدوداً 7 سانت پیشبینی کرده بود . تا اینجای کار همه چیز خوب بود و شرایط نوید یک برنامه نه چندان سنگین را میداد اما از اواخر روز چهارشنبه بارش در منطقه و حتی در روستای مبدا حرکتمان یعنی در ارتفاع 2000 متری بصورت برف آغاز شد .  . قله سات فقط یک بار در زمستان صعود شده بود و این امر از طرفی از سختی مسیر پیش رو حکایت میکرد و از طرفی دیگر انگیزه مان برای صعود به قله را بیشتر . با هماهنگیهای انجام شده  خانه ای برای اطراق بچه های تیم در روستای گزینان در نظر گرفته شد تا چهارشنبه شب را در آنجا استراحت کرده و صبح پنجشنبه برنامه را آغاز کنیم .

طبق قرار قبلی ساعت 5 غروب چهارشنبه ،  از کرج به سمت هشتگرد راهی شده و بعد از سوار کردن دیگر دوستان به سمت طالقان حرکت کردیم . در طول مسیر مه غلیظی جاده را فراگرفته بود و برف شدیدی میبارید خلاصه به هر زور و زحمتی که بود از لیز خوردنهای ماشین تو جاده گرفته تا پیاده شدن و حول دادن ماشین ، تونستیم گردنه پر پیچ و خم طالقان را رد کرده و خودمون رو به روستای گزینان برسونیم . شب را در آنجا اطراق کرده و ساعت 8صبح حرکت را به سمت گردنه آغاز کردیم . همانطوریکه در قبل هم اشاره کردم مسیر پیشرو تا گردنه چشمه محمود برای صعودهای زمستانی ، مسیری نامطمئن ، بهمنگیر و همراه با برف کوبی سنگین بوده و از آنجا که همچین بارشی پیشبینی نشده بود و تصور این حجم برف در طول مسیر را نداشتیم این مسیر را برای صعود انتخاب کرده بودیم که در نهایت همگی به این امر اعتراف کردیم که بهترین مسیر برای صعود در فصل زمستان ، مسیر روستای بزج میباشد .

خلاصه مسیر را از روستای گزینان در جهت شمال و شمال شرق آغاز کردیم و از همان ابتدا برف کوبی داشتیم . بعد از گذر از باغهای روستا مسیر در امتداد رودخانه ادامه پیدا میکند و تا حدی  با صعود و فرود های پی در پی و عبور از عرض رودخانه همراه است و بدلیل یخ زدگی و لیز بودن سنگها ، عبور از عرض روخانه میبایست خیلی با احتیاط انجام میشد . در ابتدای کار سرعت حرکت بسیار بالا بود و با توجه به اینکه حرکت با کفش دوپوش و کوله هایی با حدودا 15 کیلوگرم وزن انجام میشد این سرعت قابل توجیه نبود . بهرحال بعد از یکی دو ساعت حرکت در امتداد رودخانه و در جهت شمال میبایست از یک دامنه شیب دار در جهت شمال شرقی بالا میرفتیم . جالب این بود که سرعت حرکتمان در مسیر شیبدار با مسیر کفی هیچ فرقی نداشت و باز هم همگی تخت گاز مسیر را ادامه دادیم ، با اینکه سه ساعتی با سرعت زیاد در حرکت بودیم از استراحت هم خبری نبود تا اینکه یکی از نفرات تیم که در میان بقیه بچه ها سنگینترین کوله را بر دوش داشت بسیار خسته شد که از این جا به بعد سرعت حرکتمان منطقی تر شد .  ادامه مسیر در جهت شمال با چند فراز و فرود همراه بود تا به محلی برای برداشتن آب رسیدیم .  مجددا بالارفتن از یک دامنه شیبدار دیگر و قرار گرفتن بر روی تپه ای دیگر . از اینجا گردنه چشمه محمود ( محل شبمانی ) کاملا مشخص بود و برای رسیدن به آن میبایست چندین تراورس انجام میدادیم و در قسمتهایی از مسیر هم ارتفاع میگرفتیم .  در برخی از قسمتها تا بالای ران در برف فرو میرفتیم . خلاصه اینکه تراورس دامنه های پر برف آن هم از نوع برف پودری ، صدای شکسته شدن لایه های برفی ، فرو رفتن تا بالای ران در برف ، طولانی شدن مسیر ، کوله های سنگین ، همه و همه دست به دست  هم داده بود تا از این برنامه یک برنامه فوق سنگین بسازد . بعد از 8 ساعت تلاش بی وقفه بالاخره در ساعت 4 به گردنه و محل کمپ در ارتفاع 3100 متری رسیدیم . سریعا چادر را برپا کرده و تا ساعت 8 شب کمی استراحت کردیم برف آب کردیم ، شام خوردیم و بعد همه به درون کیسه خوابهایمان خزیدیم تا با استراحت کافی به استقبال روزی به مراتب سخت تر از امروز برویم چرا که قرار بود فردا هم قله را صعود کنیم و هم به پایین کوه برگردیم . به دلیل تعرق شدید ناشی از سرعت بالا و فعالیت سنگین ، بدنهایمان بسیار کم آب شده بود و کوتاهی در خوردن آب شرایط را برایمان در روز بعد بسیار سخت کرد . ساعت سه و نیم صبح روز جمعه همگی از خواب بیدار شده  بعد از بستن کوله ها و به تن کردن لباسهای گورتکس و پوشیدن کفش های دوپوش و گتر و صرف صبحانه ، راس ساعت 5 صبح در میان تاریکی و سرمای هوا مسیر قله را در پیش گرفتیم . مسیر در جهت غرب بود تا بعد از قرار گرفتن روی گرده حرکت را در جهت شمال ادامه داده و به قله برسیم . دو تن از بچه ها در جلوی تیم حرکت و به نوبت برف کوبی میکردند ، نفر سوم هم با کمی فاصله و در وسط تیم در حال حرکت بود و من هم عقب تر از همه آنهم با فاصله بسیار زیاد و با تحمل فشار زیاد در حرکت بودم . بعد از قرارگرفتن روی گرده مسیر را با احتیاط و با فاصله گرفتن از نقابهای برفی ادامه دادیم در نقاطی به ناچار باید دست به سنگ میشدیم و این کار برای من که برای اولین بار صعود با کفش دوپوش را تجربه میکردم واقعا دشوار بود . مسیر گرده دارای فراز و فرودهای بسیار بود که این امر نه تنها دسترسی به قله را سخت میکرد بلکه نوید بازگشتی سخت تر را هم میداد. بعد از صعود به یک قله فرعی قله دیگری در مقابلمان ظاهر میشد . بدنهایمان آنقدر بی آب شده بود که بطری نیمه یخ زده آب را در آن هوای سرد با ولع بسیار سرمیکشیدیم . حدودا 5 ساعت طول کشید تا خود را به قله فرعی بنام گرچ ویا برسانیم اختلاف ارتفاع این قله با قله اصلی چیزی در حدود 60 متر میباشد در حالیکه برای رسیدن به قله اصلی میبایست از این قله پایین آمد و بعد از طی مسافتی در یک دشت وسیع به پای قله اصلی رسید و آن را صعود کرد که طی این مسیر در شزایط برفی یک ساعت بطول انجامید . بالاخره بعد از 6 ساعت تلاش مستمر قله سات صعود شد . صعودی باارزش ، دلچسب اما به غایت نفسگیر . قله شاه البرز در سمت غرب ، علم کوه در شمال و قلل ناز و دماوند و آزاد کوه همگی باصلابت از میان ابرها پیدا بود و زیبایی خود را به رخ میکشیدند . بعد از گرفتن چند عکس قله را سریعا به قصد پایین ترک کردیم . پایین که چه عرض کنم میبایست همان گرده پر فراز و نشیب را برمیگشتیم . سرتان را درد نمی آورم مسیری را که صبح 6 ساعته از آن بالا آمده بودیم بازگشتش  5 ساعت بطول انجامید . ساعت 4 غروب بعد از 11 ساعت کوهنوردی سنگین در برف در حالی به کمپ رسیدیم که دو نفر از بچه ها یک ساعتی زودتر از ما به کمپ رسیده بودند و بار و بندیل خود را آماده کرده و آماده پایین رفتن بودند . بدلیل خستگی نفرات و آسیب دیدگی پای چپ من پایین آمدن از کوه به صلاح نبود و لذا  قرار شد تا آنها از کوه پایین آمده و من به همراه یکی از دوستان شب را در کمپ سپری کنیم و فردا صبح به سمت پایین حرکت کنیم . بعد از خداحافظی از دوستان همنوردمان سعی کردیم تا با نوشیدن آب و چای و خوردن غذا و بعدش هم رفتن به درون کیسه خواب  انرژی از دست رفته را جبران کنیم . در طول شب کمی برف بارید ولی خوشبختانه باد در منطقه نمیوزید و بهرحال تا ساعت 3 خوابیدیم . ساعت 3 از خواب بیدار شده و بعد از صرف صبحانه و جمع کردن کمپ ساعت 5 در میان بارش خفیف برف و هوای گرفته و مه آلود مسیر برگشتن را در پیش گرفتیم . با آنکه بدنهایمان جان تازه ای به خود گرفته بود پایین آمدن از کوه 4 ساعت و ربع بطول انجامید و ما ساعت 9:15 به پای کار رسیدیم . این به این معنا بود که تصمیم شبمانی در کمپ تصمیمی درست و عاقلانه بود و ما خوشحال از آنکه برنامه ای دیگر را با موفقیت و سلامت پشت سر گذاشته بودیم منطقه را به سمت کرج ترک کردیم .

تذکر : موبایل در محل شبمانی در گردنه چشمه محمود آنتن میدهد

 


تاریخ : چهارشنبه 1 بهمن 1393 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : سید احسان عظیمی | نظرات